![]() |
|
|
برقی خوئی
میرزا عبدالله ، متخلص به برقی از شاعران غزلسرای دوران حکومت امیر حسینقلی خان دنبلی بود . عبدالرزاق بیگ خلاصه ای از شرح حال وی را در نگارستان دارا بیان نموده است . وی جوانی کوسه و ژولیده بود و در فقر بسر میبرد . زمانی که فتحعلی شاه در اردوگاه چمن سلطانیه توقف داشت ، برقی به آنجا رفت و نمونه هائی از اشعار خود را برای شاهزاده محمود میرزا خواند و شاهزاده لطف طبع و فقر وی را به عرض شاه رسانده و انعام برای وی گرفت و او را با خود به نهاوند برد . برقی بعد از مدتی اجازه گرفت برای ازدواج به زنجان برود و در آن شهر به دستگاه عبدالله میرزا دارا پیوست و در سال 1247 به مرض طاعون درگذشت .
محمود میرزا قاجار در کتاب بیان المحمود در باره وی چنین می نویسد:«نامش عبدالله، اصلش از خوی آذربایجان است . در نهایت افسردگی خودرا وقتی به باب نوالم کشانیده و در پناه خود جای دادمش مدتی در زمره جامکی خواران محسوب بود و ترقی در طبعش ظاهر گشت و به علت آوردن علاقه ای خود را اذن ترخص حاصل، تا به ایدون 1241 وفا نکرده است.»
این غزل از اوست .
زتیغ غمزه به جنگی کنی به خشم نگاهی به وجه خویش دهم جان خویش گر تو بخواهی
زنی خدنگ جفایم تو هم به کام رقیبان نداشتم بجز از تو ز کید چرخ پناهی
ز عشق تو رودم لحظه لحظه آه ز سینه چگونه دود نخیزد که سوخت خرمن کاهی
رود ز خرمن لیلی به چرخ حلقه دودی مگر ز سینه مجنون بجست شعله آهی
سپهر بیهده تابد کمندهای بلایم فتاده ام به کمند بلای زلف سیاهی
مگر گیاه تو بویم به خاک تیره چو خسبی ز خاک من ندمد از شرار آه گیاهی
به دست ماه و شان زمانه این دل نالان به یک پیاده بماند به قلبگاه سپاهی
بدرد من چه علاجی به برج چرخ ز ماهت مگر به برج عماری رسد ز بادیه ماهی
وجود برقی بیدل بود ز راه محبت به خاک سوخته گر بگذری تو بر سر راهی