![]() |
|
|
میرزا حبیب الله خان دنبلی
میرزا حبیب الله خان مدعو به تنبل مولا و متخلص به لسانالولایه پسر اسدالله خان بهجت الملک و نواده امیر اصلان خان فرزند پنجم امیر احمدخان دنبلی ازشعراي قرن سيزدهم و چهاردهم و از پیروان طریقت ذهبیه آذربایجان بوده است. وی به همراه پدرش و بنا به خواست فرمانفرما با فوج دنبلی به کرمان عزیمت نمود و مسئولیت امور مالی سپاهیان دنبلی را بعهده داشت با انتصاب بهجت الملک به حکومت شیراز ویرا همراهی نمود و در سرکوب ناآرامی های جنوب حضور داشت و قصایدی نیز از ایشان بجا مانده که در آن زمان سروده است در اشعارش گاهي حبيب و بيشتر تنبل مولا تخلص نموده زمانی که در شیراز میزیست خدمت مجد الاشراف رسيده و ملقب به لسان الولايه گرديده لسان تخلص ميكرده و گاهي تنبل مولا و حبيب يا لسان را در يك بيت تخلص ( خواهد حبيب مولا از فيض رب جانرا اسير حب تو در سلسله ذهب ) قرار داده است. وی ارادت خاصی بجلال الدين محمد مجد الاشراف قطب سلسله ذهبيه ( بسال 1331 وفات يافته ) داشته و مدایح غرا از ايشان نموده و درص 10 - 34 ج 1 "رساله جلاليه " كه بسال 1320 درتبريز چاپ گرديده مندرج است. کتاب دستنویس ابکار الخیال از آثار اوست که در کتابخانه مجلس بشماره 887 ثبت گردیده و نگهداری میشود و شامل دو نسخه است و هر دو به خط ایشان است نسخه دوم كه از ص 103 تا 292 ميباشد پيش نويس كتابست و در بسياري از ابيات آن اصلاحاتي شده و نسخه اول پاكنويس نيمه اي از اين نسخه دوم ميباشد و پايان آن تقريبا دو هزار بيت باخر نسخه دوم ميباشد و ميان دو نسخه و در آخر برگهائي ننوشته است نمونه خط شاعر و شرحي که فرزند ايشان بابا خان در شرح حال پدر و اين کتاب در جواب دوست خود آقاي نظام الدين خسرو پرويز نوشته اند در ص 100 و 102 گذارده شده است. جلد کتاب تيماجي است و از كاغذ فرنگي استفاده شده و در قطع وزيري كوچك میباشد. این کتاب داستانی تاريخي است كه درتبريز اتفاق افتاده و قهرمان داستان حاجي نظر نام دارد و ظاهراً در مورد خانواده سلطنتي و مظفرالدین میرزا وليعهد عصر ميباشد . میرزا حبیب خان در اشعارش مكررا" از فردی بنام خواجه هدايت نام برده كه آشنا بشعر و شاعري بوده که به احتمال زیاد منظورش رضا قلي خان هدايت میباشد كه در آن زمان در تبريز زندگی میکرد. نویسنده در خلال ذكر داستان بمدح و ثناي قطب خود نیز پرداخته و در ضمن مثنوي ، غزلياتي بهمان وزن گنجانده و ظاهراً موفق به اتمام داستان نشده است. اين بخش از کتاب حدود 4000 بيت را شامل میشود. دوبیتی زیر از ایشان است.
قصه اي كاندر نظر لفظ است و حرف
ليك در معني يكي درياي ژرف
طريقت ذهبیه در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، توسط دونفر بنامهای شيخ عبدالكريم زنجاني ملقب به اعجوبه و پرویزخان غافل سلماسی ملقب به صفیرالعارفین تبلیغ میگردید و تعداد زيادي از بزرگان و اهالی شهر خوي و سایر شهرهای آذربایجان، پیرو این طریقت بودند. ذهبيه از فرقه های صوفیه بوده، قطب و مظهر آنها فردی بنام «معروف كرخى» متوفی در سال 200 قمری(195 خورشیدی) مى باشد. وی ادعا داشته که خرقه ازامام رضا(ع) دریافت داشته تا بدین طریق فرقه خود را موردتائیدآنحضرت قلمدادنماید، ولی برخی از محققین و صاحبنظران امر،این ادعای وی را مردود میدانند.معروف كرخى در طريقت داود طايى بود و داود طايى به اعتراف عطار در تذكرة الاوليا و جامى در نفحات الانس به حسن بصرى گرايش داشت و به اعتراف هجويرى، شاگرد ابو حنيفه بوده است.
پیروان فرقه ذهبیه، بقعه ای درکوی کامران شهر خوی
اول خیابان کوچری
دارند که در نبش كوچه اي واقع شده دارای دو درب ورودی است. یک در
به حياط این بقعه باز مي شود، درب دیگری نیز به
راهروي سر پوشيده آن باز شده و این راهرو به صحن اصلی بقعه منتهی می شود كه آرامگاه
6 نفر از بزرگان فرقه ذهبیه در آن واقع، و همچنین عكسهائی از بزرگان آن
فرقه در محل نگهداری می شود.عده ای از صاحب نظران، ساختمان
بقعه مذکور را که در دو طبقه
ساخته شده، از بناهاي قبل از دوره قاجار مي دانند. لوحی در سر دراصلی
بنا نصب و این عبارت در آن درج شده
«مقبره
حضرت رايض الدين اعجوبه وحضرت خان پرويز صفير العارفين و رؤسای وقت سلسله
جليله ذهبيّه آذربايجان و ساير اولياء الله» |