Home
اصل و نسب طایفه دنبلی
تاریخ برمکیان
مشاهیر دنبلی
آثار بجا مانده
دانشمندان و شعراء
گالری عکس
تماس با ما
جستجو

 

 

 

 

 

 

 

حسينقلی خان دنبلی

نظام الدوله

 

 

 

حاج حسينقلی خان ملقب به نظام الدوله، فرزند حاج فتحعلی خان دنبلی بیگلربيگی تبريز و نبیره امیر نجفقلی خان بیگلربیگی آذربایجان بود و در ارتش درجه امير تومانی داشت و از شخصیتهای برجسته نهضت مشروطیت بود. بيرق آذربايجان را برای جشن نيم قرن سلطنت ناصرالدين شاه او به تهران برد.

وی مردی با وقار و دانشمند و دوراندیش و مردم دار و سخاوتمند بود و از طرف دربار به مقام بیگلربیگی آذربایجان و ریاست بازرگانان و تجارت آذربایجان منصوب گردید.

 حاجی نظام الدوله داماد احمدخان ساعدالملک، فرزند ميرزاتقی خان اميرکبير بود. خانم نزهت الدوله عيال او و نواده اميرکبير مدتها پس از درگذشت همسر خود حيات داشت. نظام الدوله، در امور خيريه پیشگام بود و بزرگترين رقم اعانه را او می نوشت.اسب های کالسکه او از نژاد اسب های روس و تماشائی بود.وی درزمان خود بزرگ خاندان دنبلی های تبریز بود. منزل وی «باغ امیر» شهرت داشت و از عمارتهای معروف تبریز بود. 

هنگامی که بين علما و عين الدوله در تهران اختلافات شدت یافت وی در تهران بود وتوسط آقاسيد ريحان الله مجتهد با علمای متحصن در حضرت عبدالعظيم ارتباط داشت. روزی در پيش مظفرالدين شاه پرده از روی مظالم عين الدوله برداشت و ضمانت کرد که علما با سلطنت او مخالفت ندارند. علما نیز از وی تشکر کرده و صورت او را بوسيدند وبرای تحکيم اساس مشروطيت توصيه نمودند که فوراْ وی به تبريز رفته و در نهضت شرکت جويد.

نظام الدوله نیز با قبول این توصیه، به تبريز آمده و بعنوان نماینده طبقه اعیان به عضويت و ریاست انجمن انتخاب شد ولی بعد از مدتی بدلیل ظهور برخی بی اعتدالی ها توسط اعضای انجمن ، خود را از آن کنار کشيد.

روزنامه انجمن تبریز انتخاب حاجی نظام الدوله را به ریاست انجمن تبریز در نشریه مورخ چهارشنبه 5 صفرالمظفر سال 1325 ( 29 اسفند 1285 خورشیدی)چنین بیان می کند.

 « در روز اول صفر المظفر 1325 پنج ساعت به غروب مانده ، آقایان اعضای محترم انجمن مقدس و عموم وکلای اصناف و جمعی از تجار به هیئت اجتماع به منزل حضرت اجل آقای حاجی نظام الدوله دام الجلاله رفته حضرت معظم له را با کمال عزت و احترام با ازدحام تمام به انجمن مقدس ملی آوردند . صحن انجمن و تمام اتاقها مملو، در اهالی شعف و سرور بی اندازه از این اتفاق و اتحاد قلبی ظاهر و هویدا بود و بزبان حال می گفتند آری به اتفاق جهان میتوان گرفت حضرت اجل حاجی نظام الدوله خطابه مرقوم کرده بودند که در مجلس خوانده شد که عین آن ذیلا" درج می شود.

الحق و الانصاف جای آن دارد که امروز را بهترین ایام و خوشترین ساعات و تاریخ شرافت خانواده چندین ساله خود قرار داده و تکمیل شرافت و حیثیت خود را جز در این کار نگمارد که به حمداله پس از آنهمه آرزو و حسن تدبیر و اقدامات ملت خواهان صدیق و وطن پرستان حقیقی که تفضلات خداوندی شامل حال ما اهالی ایران گردیده این ملت نجیب پی به حقوق مقدس ملی خود برده ،نیک را از بد ، حق را از باطل تمیز داده و سر از خواب غفلت بلند نموده بر صدد اخذ و حفظ حقوق خود بر آمده اند . در این موقع این بنده را با وجود حکومت چندین ساله ابا و اجدادی که همیشه با عموم ناس طرف و مصدر رجوع عامه بوده ، بر خلاف بعضی اشخاص ، اینگونه حسن ظن در حقم فرموده، به شرافت همچو خدمتی منتحبم نموده اند . به شکرانه این موهبت خداوندی و حسن ظن ملت در حضور آقایان محترم که روسا و نمایندگان قاطبه اهالی آذربایجان و هموطنان عزیز این بنده می باشند صریحا" قول داده عرض می کنم در صورتی که وجود این بنده را قابل چنین خدمتی ملی فرض نموده اند به جان و مال و با کمال افتخار و نهایت شرف حاضرم آنچه از دستم برآید و به عقل قاصرم برسد با تائیدات سبحان در خدمات ملت نجیبه و دولت متبوعه با صدق نیت و خلوص عقیدت در شرایط حفظ این مقام عالیه و خدمت به وطن عزیز غفلت و کوتاهی نورزد و هر گاه بر حسب ظاهر از تصدی این خدمت بازمانده جز عدم مساعدت (؟) با مزاج علیلم جهتی متصور نبوده رجاء واثق دارم بعون الله تعالی و فضله از توجه اولیای حق و به عین انفاس مقدسه علما اعلام و حجج الاسلام که رکن رکین شریعت طاهره و مقتدای انام می باشند به همت و خلوص نیت عموم وطن پرستان و به معاونت ملت خواهان به ترفیه حال و مصالح عامه و با عموم ملت و اولیای دولت و اتحادو اتفاق همدیگر که شرط اعظم پیشرفت این نعمت عظمی است موفق ایم و رعایت این دو مسئله مهم را که امروز به جهت حفظ اسلام و رفاهیت عامه ضرورت دارد پذیرفته و مرعی داریم  اولا" در اتفاق عمومی ساعی و مجد بوده و بر ازدیاد این محبت باطنب نسبت به همدیگر بیفزائیم ثانیا" در همدستی و اتفاق دولت و ملت که در حکم روح واحد می باشند غفلت و فرو گذاری ننمائیم . اگر خدا نکرده در یکی از این دو مسئله معروضه تسامح و نغافل نمائیم به مقصود و نتیجه ای که در نظر داریم نائل نشده سهل است در خرابی و ویرانی خود وطنمان کوشیده و ساعی بوده ایم . مخصوصا: مستدعی چنانم که این عرایض صادقانه و بی غرضانه بنده را که حکایتی جز از مکنونات قلبیه از روی کمال صدق تصور فرموده و در عداد وطن پرستان و ملت خواهان محسوب دارند.»

تا قبل از ریاست نظام الدوله امور جاری انجمن ترتیب مشخصی نداشت لذا وی نظام نامه داخلی برای انجمن تهیه نموده و ترتیب خاصی به امور داد .

 

در دوران ریاست حاجی نظام الدوله، انجمن تبریز معتبرترین انجمن در کل کشور محسوب میگردید. روزنامه انجمن تبریز در تاریخ 7  ربیع الاول سال 1325  (31 فروردین 1286 خ.)چنین می نویسد:«انجمن تبریز در مجلس خیلی محترم است به مجرد ذکر اسم انجمن تبریز از چند جا صدای تصدیق و تحسین می آید حتی بعضی اعتقاد دارند که دارالشوری محترم تر است و اینکه در تلگرافات، انجمن تبریز مجلس را مخاطب به دارالشورای کبری میکنند بعضی مردمان نکته سنج می گویند انجمن تبریز از این لفظ کبری مقصودش تفکیک از صغری است و انصافا" هم حق دارند زیرا پشت و پناه مجلس محترم ، انجمن تبریز است.»

حاجی حسینقلی خان نظام الدوله نهایتا" در تاریخ 11 اردیبهشت ماه 1286 خورشیدی بدلیل ارتکاب اعضای انجمن به برخی بی عدالتیها از جمله عملکرد آنها در جریانات و انتخابات روستای قره چمن استعفا کرد.ماجرای قره چمن از این قرار بوده که بدنبال انجام انتخابات در روستای قره چمن و پیروزی یک آزادیخواه در انتخابات ، عده ای مخالف مشروطیت با همکاری حاکم تبریز روستای قره چمن را غارت کرده و نماینده مردم را فراری دادند . فرد مذکور نیز به منزل نظام الدوله پناه آورد.از طرفی مردم قره چمن به انجمن تبریز متوسل شدند . انجمن موضوع را از حاکم تبریز جویا شد وی نیز هرگونه قتل و غارت را انکار نمود . حاجی نظام الدوله جلسه ای در منزل خود برگزار کرده نهایتا" اعتبارنامه حاجی آقا شیخ را که در انتخابات پیروز شده و نماینده واقعی مردم قره چمن بود امضا نموده و ویرا راهی تهران کرد. همین عمل ایشان موجب نارضایتی برخی و انجام توطئه علیه ایشان گردید.

پس از آنکه شجاع الدوله وارد تبريز گرديد، حسینقلی خان به علت سابقه آزاديخواهی در تبريز نماند به روسيه رفت. مدتی در آنجا بود، بعد به تبريز مراجعت نمود و در 1297خورشیدی و بلاعقب درگذشت.

حسينقلی خان نظام الدوله ممدوح اديب الممالک فراهانی بوده است.وی انسانی خوش قلب و نيک نفس بوده، حاجات مردم را برآورده و به همه خدمت میکرد.

خواهرزاده و پسرخوانده حسينقلی خان آقای حاج محمدنقی نظام الممالک فرزند حاجی رفيع الدوله بیگلربيگی پس از فوت وی به لقب نظام الدوله ملقب گرديد. وی در بدو امر در نظام خدمت می کرد. پس از مشروطيت مدتی عضو انجمن ايالتی بود. در سال 1289 خورشیدی داستان جوان فقير را که از تأليفات اکساندر دوما است در سويس ترجمه نموده در تبريز به چاپ رسانيده است. وی پس از فوت حسینقلی خان نظام الدوله همواره به امور اجتماعی شهر می پرداخت و در تأسيس دارالايتام تبريز و صحنه شيروخورشيدسرخ زحمات زیادی متحمل شد. حاج محمدنقی نظام الممالک چهار دوره نماینده مردم تبریز درمجلس بوده است.